خطر برابر: کتابفروشیهای ایران و داستانهای شگفتانگیز
انتشار ترجمه فارسی کتاب “خطر برابر” اثر نویسنده ایتالیایی لئوناردو شیاشیا، در تهران توسط انتشارات آفتابکاران، یک رویداد مهم در دنیای ادبیات محسوب میشود. این کتاب که در سال 1971 منتشر شده، به زبان فارسی توسط آنتونیو شراکا ترجمه شده است. “خطر برابر” یک رمان کارآگاهی است که پیچیدگیهای یک بررسی قتل را با مضامین سیاسی عمیق در هم میآمیزد.
داستان کتاب در یک کشور خیالی و نامشخص رخ میدهد و بینشهای شیاشیا را درباره فضای سیاسی فاسد و تأثیر مافیا که او در سیسیل دهه 1970 با آن مواجه بوده، منعکس میکند. این کتاب به تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی میپردازد و خواننده را با چالشهای اخلاقی و انسانی روبرو میکند.
داستان با قتل شوکهکننده دادستان منطقه، وارگاس، آغاز میشود که مشغول پیگرد یک پرونده مهم است. پس از ناکامی در تحقیقات اولیه، پلیس به بازرسانی به نام روگاس روی میآورد، که به عنوان “زیرکترین کارآگاه در دسترس پلیس” شناخته میشود، تا حقیقت را کشف کند.
در اینجا به نکات کلیدی داستان اشاره میکنیم:
- تحقیقات روگاس: با شروع تحقیق، او با قتل دو قاضی دیگر مواجه میشود.
- فشارهای سیاسی: روگاس از سوی مقامات خود تحت فشار قرار میگیرد تا از اطلاعات نگرانکننده دوری کند.
- پیگرد قضایی: او به زندگی کسانی که به ناحق توسط قاضیان متوفی محکوم شدهاند، توجه میکند.
- پرونده کُرس: تمرکز او بر مردی به نام کُرس است که به طور ناعادلانه به تلاش برای مسموم کردن همسرش متهم شده است.
- پیچیدگیها: کُرس ناپدید میشود و تحقیقات به سمت قتل یک دادستان دیگر کشیده میشود.
تحقیقات روگاس به زودی به سمت دو جوان انقلابی میرسد که شاهدان آنها را در صحنه قتل دیدهاند. هر چه او به حقیقت نزدیکتر میشود، به ترفیعاتی در سمتهای سیاسی منتقل میشود که او را مجبور به همکاری با بخش سیاسی برای متهم کردن چپهای انقلابی به این جنایات میکند.
روگاس برای رسیدن به پاسخها، شروع به ردیابی گالانو، سردبیر یک روزنامه انقلابی میکند. این کار او را به یک مهمانی میکشاند که وزرای دادگستری و رهبران انقلابی در آن حضور دارند. در این مهمانی، وزیر از تمایل خود به انقلاب صحبت میکند اما به عدم آمادگی کشور برای چنین تغییری اشاره میکند.
در ادامه، روگاس با رئیس دیوان عالی کشور مصاحبه میکند که فلسفهاش از عدالت، دادگاه را بیخطا میسازد. او متوجه میشود که کُرس در همان ساختمانی که رئیس دیوان زندگی میکند، ساکن است، اما از مواجهه با او اجتناب میکند.
با اوجگیری حوادث، در نهایت کُرس به عواقب تراژیک منجر میشود و مرگهای هر دو دبیرکل حزب انقلابی و روگاس را به دنبال دارد.
لئوناردو شیاشیا (1921–1989) نویسنده، مقالهنویس، نمایشنامهنویس و سیاستمدار برجسته ایتالیایی بود که به خاطر نقدهای تند خود از فساد در جامعه ایتالیا و تأثیر مافیا شناخته شده است. او در راکالموتو در سیسیل به دنیا آمد و کار ادبی خود را با “داستانهای دیکتاتوری” در سال 1950 آغاز کرد که به تمسخر فاشیسم میپرداخت. آثار بعدی او، از جمله رمانهای معروفی چون “روز جغد” و “خطر برابر”، به بررسی مضامین عدالت، خیانت و در هم آمیختگی جرم و سیاست میپردازند و اغلب از تجربیات او در سیسیل الهام میگیرند.