فیلم ‘هیچ سرزمین دیگری’ روح فلسطینی را به تصویر میکشد اما در شناخت جامعه اسرائیل ناکام میماند
فیلم نامزد اسکار بهطور دقیق وحشتهایی را که ارتش اسرائیل و شهرکنشینان در کرانه باختری اشغالی به فلسطینیها تحمیل میکنند، به تصویر میکشد، اما نادیده میگیرد که چگونه جامعه اسرائیل از سرکوب فلسطینیها حمایت میکند.
مانند بسیاری از فلسطینیها، من نیز با نوعی بدبینی به فیلم “هیچ سرزمینی دیگر” نزدیک شدم. آیا میخواستم دوستی یک فلسطینی و یک اسرائیلی را ببینم که چقدر هر دو عاشق حمص و لبنه هستند؟ یا اینکه از طریق دوستیشان هنوز امیدی برای فلسطینیها و اسرائیلیها وجود دارد؟
خوشبختانه، این فیلم که جوایز متعددی از جشنوارهها کسب کرده و نامزد بهترین فیلم مستند در مراسم اسکار روز یکشنبه است، پرترهای جالب و واقعی از فلسطینیهای کرانه باختری ارائه میدهد.
واقعیتهای سختی که فلسطینیها در مقاومت در برابر جابجایی در روستاهای اشغالی ماسافر یاتا با آن مواجه هستند، بهطور کامل به نمایش گذاشته شده است. در این فیلم، باسل ادرا، فلسطینی که از سن 15 سالگی شروع به فیلمبرداری از اشغالگری اسرائیل در روستای خود در ماسافر یاتا کرد، و فعال اسرائیلی یووال آبرام، به تماشاگران روایتهای دلسوزی از چندین تخریب خانه میدهند.
فیلمسازان نشان میدهند که نیروهای اسرائیلی بارها به خانوادههای فلسطینی میگویند که خانههایشان اکنون بهطور ناگهانی غیرقانونی و در “منطقه نظامی” اسرائیل قرار دارد.
ما ترس و وحشتی را میبینیم که شهرکنشینان بر جامعه تحمیل میکنند و حملات بیدلیلی که به هر شکلی از اعتراض علیه ناعدالتیها هدف قرار میگیرد. این تصاویر بهقدری تکاندهنده هستند که هر کسی این فیلم را ببیند، آنها در ذهنش حک خواهد شد.
فیلمبرداریهای آرشیوی از دوران کودکی ادرا به زیبایی در صحنههای نیروی نظامی بافته شده است و به بینندگان نگاهی به زمانی میدهد که جامعه در حال جابجایی نبود و در عین حال نشان میدهد که زخمهای اشغال چقدر نسلها را تحت تأثیر قرار داده است.
ما فلاشبکهایی از پدر ادرا را میبینیم که در طول زندگیاش چندین بار توسط مقامات اسرائیلی به خاطر فعالیتهایش زندانی شده و همان چیزهایی را میگوید که ادرا در فلسطین امروز برای آنها مبارزه میکند.
در “هیچ سرزمینی دیگر” لحظات زیادی وجود دارد که ناامیدی را به اوج میرساند. اما برای من، یک صحنه خاص بهویژه قابل توجه بود.
آبرام و ادرا در حال رانندگی پس از فیلمبرداری از تخریب یکی دیگر از خانههای فلسطینی در ماسافر یاتا هستند، جایی که کل مستند در آنجا تنظیم شده است. برای دههها، مقامات اسرائیلی تلاش میکنند تا ساکنان فلسطینی ۱۰۰۰ نفری آن را بهزور جابجا کنند تا یک “منطقه تیراندازی” نظامی یا زمین آموزشی برای نیروهای اسرائیلی ایجاد کنند.
آبرام میگوید: “باید بیشتر بنویسم. مقالهای که درباره مادر هارون نوشتم، بازدید زیادی نداشت.” او به داستانی اشاره میکند که درباره یک خانواده در ماسافر یاتا نوشته که پس از تخریب خانهشان مجبور به زندگی در یک غار شدند. یک جوان، هارون، در این فرایند مورد اصابت گلوله قرار گرفت و فلج شد.
سپس شما میبینید که ادرا به آرامی لبخند میزند و قبل از اینکه آبرام را “احمق” بنامد، به سکوت میافتد.
آبرام پاسخ میدهد: “احساس میکنم کمی شوقزده هستی. میخواهی همه چیز سریع پیش برود. انگار که آمدهای همه چیز را در 10 روز حل کنی.” او ادامه میدهد: “عادت کن به شکست. تو یک بازنده هستی.”
در توهم آبرام، یک حقیقت ناخوشایند وجود دارد که او و ادرا در آن اتومبیل مجبور به مواجهه با آن هستند: آبرام میداند که زندگی، حضور و صدای او از صدای ادرا بیشتر اهمیت دارد.
میتوان بحث کرد که “هیچ سرزمینی دیگر” میتوانست بدون حضور آبرام روایت شود، اما آیا بدون او به این اندازه پیش میرفت؟
این فیلم برای جشنواره فیلم نیویورک امسال انتخاب شد و جایزه بهترین مستند را در جشنواره بینالمللی فیلم برلین کسب کرد.
ناامیدی آبرام ریشه در این فرض دارد که هویت اسرائیلی-یهودی او میتواند بر موانع فلسطینیها غلبه کند، موانعی که بسیاری از اوقات به معنای مرگ است، هنگامی که به پوشش وحشتهای اشغال اسرائیل میرسد.
اگرچه آبرام نیتهای خوبی دارد، اما این موضوع یادآور جدی به ادرا است که همکار اسرائیلی او هرگز نمیتواند درک کند که برای مقابله با اشغالگری اسرائیل در فلسطین چقدر سرسختی لازم است؛ که اگر فلسطینیها بخواهند بر اساس “پیروزیها” پایداریشان برای باقی ماندن در سرزمین خود را ادامه دهند، دیگر فلسطینی در کرانه باختری باقی نخواهد ماند.
با وجود اینکه فیلم پوشش رسانهای زیادی دریافت کرده و جوایز متعددی کسب کرده است… اما هنوز توزیعکنندهای در ایالات متحده پیدا نکرده است.
اگر میخواهید از اینکه از cause فلسطینی حمایت میکنید، احساس افتخار کنید، باید احساس از دست دادن مداوم را که بهطور جداییناپذیری با آن مرتبط است، بپذیرید؛ شما باید بپذیرید که در واقع، یک “بازنده” هستید.
به نوعی، آن صحنه پیشبینی میکند که مستند از زمان انتشارش چه سفری را طی کرده است. با وجود اینکه فیلم پوشش رسانهای زیادی دریافت کرده و جوایز متعددی کسب کرده است – حتی پس از آنکه آبرام در یک سخنرانی تشکر انتقاداتی به اسرائیل برای بمباران مداوم غزه وارد کرد – هنوز توزیعکنندهای در ایالات متحده پیدا نکرده است.
در حال حاضر، تیم تولید فیلم مسئولیت توزیع پروژه خود را در سینماهای مستقل در شهرهای بزرگ بینالمللی بر عهده گرفتهاند.
به نظر میرسد حتی نامزدی برای معتبرترین جایزه در صنعت فیلم نیز هنوز کافی نیست تا روایتهای متمرکز بر فلسطین در مقیاس وسیع در غرب مطرح شود.
فیلم “هیچ سرزمینی دیگر” بینندگان را با برداشت متفاوتی نسبت به سطح سرمایهگذاریشان در cause فلسطینی ترک میکند. کسانی که تازه شروع به درک این درگیری کردهاند، به ظلمی که فلسطینیها از زمان تأسیس اسرائیل همیشه با آن مواجه بودهاند، میاندیشند و این که این مسأله “تنها از 7 اکتبر 2023 آغاز نشده است”.
فیلمبرداری مستند بلافاصله پس از حملات به پایان رسید و به جنگ به عنوان بخشی از موضوع خود نمیپردازد.
برای کسانی که به دیدن تصاویر بدنهای فلسطینی، کودکانی که رو در روی سربازان اسرائیلی میایستند تا از خانهها و خانوادههای خود محافظت کنند و والدینی که از مطبوعات میخواهند برای فرزندان در حال مرگشان کاری انجام دهند، عادت کردهاند، آنها بهدنبال این خواهند بود که بقیه آبرامها کجا هستند.
آیا شاید اگر چندین اسرائیلی در کنار هم ایستاده بودند و از یک خانه فلسطینی محافظت میکردند، تفاوتی ایجاد میشد؟ این سپس سؤال بزرگتری را مطرح میکند: آیا تعداد زیادی اسرائیلی که مخالف اشغالگری هستند، وجود دارد؟
از اواخر 2023، شاهد بودهایم که مردم تقریباً در هر کشور دنیا برای اعتراض به جنگ اسرائیل علیه غزه بسیج شدهاند و خواستار پایان اشغال فلسطین بهطور کلی شدهاند.
جامعه جهانی و دولتهای آنها از اسرائیل انتقادات زیادی کرده و بهطرز بیسابقهای از فلسطین حمایت کردهاند.
با این حال، حتی پس از 75 سال اشغال و جابجایی گسترده فلسطینیها و آنچه که بهطور صریح “نسلکشی” در غزه نامیده شده است، جامعه اسرائیل بیتأثیر باقی مانده است.
در جمعیتی که به خاطر اینکه “تنها دموکراسی خاورمیانه” و “پناهگاهی پیشرفته” در میان کشورهای مسلماننشین افتخار میکند، به نظر میرسد که در بازسازی شهرت خود در برابر جامعه بینالمللی در آنچه باید دنیای پس از آپارتاید و پس از استعمار باشد، حرکت چندانی وجود ندارد.
اکثر صدای یهودیانی که علیه اشغالگری اسرائیل اعتراض میکنند، در خیابانهای هر شهر بزرگ به جز آنهایی در اسرائیل طنینانداز است.
یک خط مشترکی که دو فیلمساز در طول مصاحبهها تکرار میکنند این است که آنها – یک فلسطینی و یک اسرائیلی – همسن هستند اما در زندگیهای متفاوتی در همان سرزمین زندگی میکنند.
در حالی که “هیچ سرزمینی دیگر” ممکن است در به تصویر کشیدن وحشتهایی که اسرائیل در کرانه باختری ایجاد میکند، موفق باشد، اما نادیده میگیرد که چگونه جامعه اسرائیل بهطور کلی سرکوب فلسطینیها را نه تنها به عنوان یک “واقعیت ناگوار” بلکه به عنوان یک رفتار توجیهپذیر میبیند.
مخالفان مستند ارتش اسرائیل و مقامات صادرکننده دستورها هستند، اما این فیلم شجاعت کافی برای نفوذ به ریشه مشکل و مواجهه با آن را ندارد: جامعهای که بهطور کلی از اقدامات اشغال و هدف نهایی آن، یعنی پاکسازی قومی فلسطینیها از سرزمین، حمایت میکند.
ادرا ممکن است نماینده زندگیهای بیشتر فلسطینیها در کرانه باختری باشد، اما آبرام یک استثنا در اسرائیل است.
این به این معنا نیست که تعداد زیادی از سازمانهای غیردولتی در اسرائیل وجود ندارند که هدفشان ایجاد همبستگی با فلسطینیها و آموزش شهروندان اسرائیلی درباره سرکوب مداوم در سمت دیگر دیوار است. کارهای خوبی در مستندسازی جنایات اسرائیلیها در کرانه باختری و غزه در حال انجام است. فلسطینیهایی که دارای تابعیت اسرائیلی هستند نیز سعی کردهاند تحت سانسور شدید دولت اسرائیل اعتراض کنند.
اگرچه ممکن است بهوضوح بیان نشده باشد که اجماع عمومی جامعه اسرائیل چقدر از مانند آبرام فاصله دارد، “هیچ سرزمینی دیگر” از نشان دادن اینکه فلسطینیها چه اندازه با حضور او در ماسافر یاتا احساس ناراحتی میکنند، دریغ نکرده است.
در حالی که او به خانهها و گردهماییهای فلسطینیها دعوت شده بود، هنوز هم لحظات زیادی از صداقت خام وجود داشت که به نمایش گذاشته میشد.
یک مرد فلسطینی بهویژه بارها با آبرام بحث میکند و از او میپرسد که چگونه میتواند انتظار داشته باشد که آنها دوستان باشند وقتی “کسانی که خانههای ما را تخریب میکنند، میتوانند پسرعموهای تو باشند”.
او همچنین اشاره میکند که آبرام میتواند از استرس بالای ماسافر یاتا خارج شده و بهراحتی در فلسطین اشغالی بگردد در حالی که آنها در میان تعداد زیادی ایستبايی و شهرکهای در حال گسترش محصور شدهاند.
آبرام با جدیت این بحثها را به زبان عربی روانی که در دوران نوجوانی یاد گرفته است، ادامه میدهد و سعی میکند به مرد قانع کند که شاید راهی برای همزیستی وجود داشته باشد. اما این مباحث هرگز به توافق نمیرسند.
فارغ از نتیجه فیلم در جوایز آکادمی، “هیچ سرزمینی دیگر” بهموقع یک لحظه خاص را برای فلسطین مستند میکند. خشم، بیقراری و خستگی ادرا منعکسکننده احساسات هر فلسطینی است که از قبل از اینکه دوربینها به سمت آنها نشانه بروند، در حال مقاومت هستند.
امید naive آبرام که اغلب بر امتیاز خود غلبه میکند، در روحیه تازهای از متحدان جدیدی که بهخوبی درک میکنند که این مبارزه نمیتواند بهسرعت پیروز شود، منعکس میشود.
این یک نسل جدید است که باید، مانند آنچه ادرا به آبرام توصیه کرد، “به شکست عادت کند” و پیش از اینکه بتواند آنچه را که میکارد، برداشت کند، با باختها کنار بیاید.